تبليغاتX
طلوع در زیر زمین - پاسخ به کافه سکوت در باره "روشنفکری دینی"
برای دریافتن مفهوم روشنفکری مانند بسیاری دیگری ازمفاهیم باید به ریشه های آن بازگشت روشنفکری نیز مانند بسیاری از مفاهیم مدرن لفظی است که به اصطلاح منقول تعیینی نیست بلکه منقول تعینی(به فتح ت و ع و ضم ی) است۰یعتی به واسطه نقل ناقل معین و با اختیار او نیست بلکه گروهی از مردم لفظ را در غیر از معنی حقیقی خود  به کار برده و این لفظ رواج می یابد. در چنین مواردی تعیین نهایی معنای کلمه کاری بس دشوار است همچنان که در مورد سکولاریزم نیز اینچنین است.

اما این بدین معنی نیست که نتوان هیچ حدودی برای آن تعیین کرد.برای فهم معنای این کلمه بنده مرجعی بهتر از دوران روشنگری که از نگاه من هسته و پایه ریز این دست از مفاهیم است نمی شناسم و برای کاوش در فهم روشنگری چه مرجعی بهتر از مقاله کانت با عنوان "روشنی یابی". توضیح کانت در مقاله شفاف گویا است.کانت در قسمت اول مقاله مینوسد:"روشنگری خروج آدمی است از نابالغی به تقصیر خویشتن و نابالغی ناتوانی در به کارگیری فهم خویش است بدون هدایت دیگری.به تقصیر خویشتن است این نابالغی وقتی علت آن نه کمبود فهم بلکه کمبود اراده و دلیری در به کارگیری آن باشد بدون هدایت ذیگری."

با این مقدمه نسبتن  طولانی ملتفت میشویم که ملطفه روشنگری نفی هرگونه اقتدار است به جز اقتدار عقل یا به کاربری عقل در هر حوزه که می توان آن را به کار برد.آنچه عقل(مراد عقل عملی ونظری است) در نمی یابد یا نفی میکند بی مهابا باید کنار گذاشته شود.البته تاکید کانت بیش از هر چیز بر حوزه همگانی یا عمومی است.

با عنایت به آنچه گذشت روشنفکر را متوان سه گونه تعریف کرد(۱).آنکه روشنی یافته(۲).آنکه به روشنی یابی مدد می رساند(۳).آنکه هم روشنی یافته هم به آن مدد میرساند.

حال به سر وقت دین میرویم دین واژهای بس مبهم وبیش از هر واژه دیگری استوار بر مصادیق است یعنی ما دین را نه با تعریف بلکه با مصداق آن میشناسیم در ایران مفهوم وشنفکری دینی نیز از این جرگه جدا نیست وبیش از هر چیز مبتنی بر مفهوم اسلام است.

حال استدلال زیر را که استدلال"الف"نام مینهم(در این استدلال و وبعد از آن روشنگری روشنی یابی و مدرنیته مترادف به کار رفته اند)

(۱)دین دارای پایه های غیر عقلانی است.(اصول دین با عقل مدرن دست یافتنی نیست پس دین از جنس اقتدار است)

(۲)اقتدار دینی با اقتدار عقل یکی نیست.(چرا که اقتدار عقل اگرچه خود عقلانی نباشد در مدرنیته مجاز است)

(۳).روشنی یابی معارض با هر گونه اقتدار غیر از اقتدار عقل است.

(نتیجه استدلال الف)دینداری و  مدرنیته سازگار نیستند.(انسان مدرن که کانت از آن به عنوان روشنی یافتته تعبیر میکند دیندار نیست)

استدلال "ب"

(۱)دستگاه فکری میتواند دینی باشد و در عرصه عمومی به روشنی یابی کمک کند.(روایت های مناسبتری از دین بدست دهد که به رسیدن به روشنی یابی کمک کند)

(۲).دستگاه فکری که به روشنی یابی و گسترش آن در جامعه کمک کند روشنفکرانه است(مروج آن روشنفکر است) اگرچه روشنی یافته نیست.(در صورت پذیرش تعریف ۲ روشنفکر)

(نتیجه ب)روشنفکری دینی متناقض نیست.

پذیرش نتیجه استدلال ب ملزوم پذیر ش تعریف ۲ از روشنفکری است که بسیاری آن را نمی پذیرند برای مثال ملکیان یک رکن روشنفکری را تقریر حقیقت میداند و نه کمک به استقرار حقیقت بنا بر نگرش ملکیان تعریف ۳ روشنفکر ارجحیت دارد چرا که در نگاه او تقریر حقیقت از تقلیل مرارت(رکن دیگر روشنفکری از دیدگاه او) مهمتر است(به راهی به رهایی رجوع شود) و شخص اگرچه بستر ساز حقیقت شود برای مثال چون سروش دستگاه فکری دینی ارائه کند که از تعصبات بکاهد اما نگوید دینداری را باید کنار گذاشت روشنفکر نیست.نکته جالب توجه آنکه در صورت سوال از روشنفکران دینی چون سروش یا آرش نراقی احتمالا تعریف ۲ را برای خود کامل نمیدانند وتعریف ۳ را بر میگزینند.مقصود من آن است که تعریف ۳ مقبولیت بیشتری دارد.

استدلال"پ"

(ا).دستگاه های فکری دینی اگرچه به روشنی یابی کمک کند روشنی یافته نیست.

(۲).هر دستگاه فکری که خود روشنی یافته نباشد روشنفکرانه نیست.(متضمن قبول تعریف ۳ روشنفکر)

(نتیجه "پ")روشنفکری دینی متناقض است.

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 0:10 توسط انسان |